
سلام به بلاگفا ، دوست ازروزهای نیلوبلاگ خوب که چقدر غریب افتاده اینجا ... سلام به دوستایی که دیگه نیستن هیچ کدوم ، خیلی هاشون یا توی تلگرام میچرخن و از این گروه و اون کانال مطلب میخونن و شیر می کنند بدون اینکه بدونن نویسنده ی واقعی اش کیه یا بشناسن کسی رو که اون مطلب یا فیلم و کلیپ رو فرستاده . یا شاید بیشتر ، توی اینستاگرام دنبال فقط عکس دیدن هستند و زدن یدونه لایک و شاید گذاشتن یه نظر کوچولوی چه زیباست و چه خوشگل ... ... هر روز بیشتر و بیشتر آدم ها و دوست ها ، مجازی و مجازی تر میشن ... دورتر و دورتر ... خودم هم شاید همینطور بودم توی این مدت !
تاریخ رو که نگاه می کنم میبینم درست از ماهی که پدرم آسمونی شد ، دیگه اینجا مطلبی نذاشتم ، شاید دوسه باری سرکی کشیدم ولی بدون گذاشتن مطلبی ، الانم واسه دل خودم اومدم و مینوسم ، شاید دوست داشتم به ازیاد نیلوبلاگ بیارم روزهایی رو که شاید بهتر بودند و به یاد ماندنی تر ، صمیمی تر ، پر مهرتر ... شاید هم بنا به شرایطی که برام پیش اومده ، خواسته یا به ناچار کمی از روزمره گی هایی که داشتم ، فاصله گرفتم و هوس یک جای دنج کردم ...
دختر باران...
ما را در سایت دختر باران دنبال میکنید
برچسب:
نویسنده:
بازدید: 137